توضیحات

نام کتاب: رنج نامه ننه مونس
نویسنده:سینا دلشادی
گوینده: یکتا احمدی
صدابردار: رضا سبحانی فر
ناظر ضبط: سعیده زارعی
ناظر کیفی: علیرضا اسکندری
ویرایش صوتی: محمدکاظم نجیمی
استودیو ضبط: مسافرسیب
ناشر متنی: انتشارات راهیان آفتاب
ناشر صوتی: اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان مرکزی

دانلود فایل صوتی

دانلود کلیپ تصویری

چکیده ای از متن
رنج نامه ننه مونس

ننه مونس: بلا تشبیه، بلا تشبیه، این چند بار آخر که میاد به خوابم، فکر میکنم خودشه، نمی‌­فهمم مراد علیه، علی اکبره، صحرای کربلاست، خونه س، جبهه س…
شلوغ پلوغه… درست یادم نمیمونه چه خبر میشه!…اگه زنده باشه و برگرده… یعنی میشه این شب تار من رنگ صبح رو ببینه؟

مرادعلی: سلام. [ننه‌­مونس فقط نگاه میکند]. عیدت مبارک ننه مونس!
ننه مونس: …

مرادعلی: جواب سلام واجبه ننه مونس. اینو همیشه خودت میگفتی.

نمایش ویدیو

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نمایشنامه صوتی رنج نامه ننه مونس

تئاتر دفاع مقدس، ترکیبی پرمعناست که هنرمندان ارجمند در این گونه ی شریف از هنر تلاش می نمایند گوشه ای از حماسه های جاودان فرزندان غیور این سرزمین را بازآفرینی نمایند. ترکیب ارزشمندی که هم مرتبط با مقوله ی هنر است و هم مرتبط با مقوله ی جنگ و دفاع.

این ترکیب مهم زمانی به نهایت کیفیت تأثیرگذاری خود خواهد رسید که رُکن رَکین آن یعنی نقشه ی راهنمایش که متون نمایشی باشد با دانش جنگ و دفاع و مهارت های فنی و هنری معماری و مهندسی شود. با تولید متون نمایشی دفاع مقدس و مقاومت. بخش مهمی از تاریخ زرین ایران زمین در قالب هنر نمایش، حفظ، صیانت، ثبت و در انتشار خواهد یافت.

عنوان اول

تئاتر دفاع مقدس چند سالی است که عنوان مقاومت را به خود پذیرفته است، با فراز و نشیب هایی مسیر دشوار، اما تأثیرگذاری را می پیماید و البته با موانع و آسیب هایی مواجه است. یکی از آسیب های مهم در این کارزار، متون نمایشی است که به عنوان نقشه ی عملیاتی می بایست نگاههای کارشناسانه و عملیاتی به آن صورت پذیرد تا بخشی از مشکلات این گونه از تئاتر شریف مرتفع گردد.

متن نمایشنامه صوتی رنج نامه ننه مونس

ننه مونس: بلا تشبیه، بلا تشبیه، این چند بار آخر که میاد به خوابم، فکر میکنم خودشه، نمی‌­فهمم مراد علیه، علی اکبره، صحرای کربلاست، خونه س، جبهه س…
شلوغ پلوغه… درست یادم نمیمونه چه خبر میشه!…اگه زنده باشه و برگرده… یعنی میشه این شب تار من رنگ صبح رو ببینه؟

مرادعلی: سلام. [ننه‌­مونس فقط نگاه میکند]. عیدت مبارک ننه مونس!
ننه مونس: …